"پایین آمدن سنِ ...": معنای این عبارت چیست؟

راديو فردا:
مجید محمدی
پس از کشف جسد ملیکا، دختر هشت ساله اهل شهرستان هفتگل استان خوزستان، مأموران پلیس آگاهی و دیگر مقامات استان این استان، نوجوانی ۱۴ ساله را به عنوان قاتل این دختربچه دستگیر و معرفی کردند. فراتر از عادت نادرست مقامات سیاسی و انتظامی و قضایی که قبل از حکم دادگاه افراد را نه متهم بلکه مرتکب معرفی می کنند موضوع سن متهم در اینجا جلب توجه می کند. این رخداد در جنگ میان گروه‌های جنایتکار اتفاق نیفتاده تا موضوع با رفتار باندهای جنایتکار توضیح داده شود. متهم به قتل ستایش نیز در سال گذشته یک نوجوان شانزده ساله بود. فراتر از مواردی خاص، آمارها نیز نشان دهنده‌ی پایین آمدن سن جرم در ایران هستند.

در سال‌های اخیر عبارت "پایین آمدن سنِ..." به وفور در فضای عمومی ایران شنیده می شود. این عبارت آن چنان در افکار عمومی جا افتاده است که دستگاه‌های تبلیغاتی و سایت‌های دولتی و شبه دولتی نیز مدام به آن اشاره می کنند و در تیترها جای می گیرد. پایین آمدن سن فحشا (حوزه ۲۷ بهمن ۱۳۸۸)، پایین آمدن سن اعتیاد (فارس ۲۲ بهمن ۱۳۸۹)، پایین آمدن سن گرفتن دوست پسر و دختر، پایین آمدن سن آرایش (ایرنا ۱۷ آبان ۱۳۹۴)، پایین آمدن سن ارتکاب به قتل (ایلنا ۲۱ تیر ۱۳۹۶) و دیگر جرائم (جام جم ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳)، پایین آمدن سن مصرف قلیان در دختران و زنان (ایران آنلاین، ۴ مهر ۳۹۶)، پایین آمدن سن مصرف مشروبات الکلی (ایسنا ۲۱ مهر ۱۳۹۶)، و پایین آمدن سن بلوغ جنسی (فارس ۸ اسفند ۱۳۹۲) از عباراتی است که مدام از سوی مدیران دولتی و افرادی که کارشناس نامیده می شوند به کار گرفته می شود. آنها این عبارات را عمدتا برای هشدار دادن (معلوم نیست به چه کسی) به کار می برند.

در این نوشته به سه موضوع پایین آمدن سن آرایش، اعتیاد و تن فروشی در ایران اشاره کرده و ابعاد هر یک را بررسی می کنم. این سه موضوع را از این جهت انتخاب کرده‌ام که نشان می دهند هرگونه "پایین آمدن سن ..." آسیب اجتماعی نیست، هرچند ممکن است غیر عادی باشد.

پایین آمدن سن آرایش

مدیریت نظارت بر موادغذایی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی معاونت غذا ودارو می گوید: "سن استفاده از لوازم آرایشی و بهداشتی در ایران به کمتر از ۱۴ سال رسیده است." بنا به گفته‌ی وی "ایران گوی سبقت را از عربستان [در مصرف کننده لوازم آرایشی و بهداشتی] ربوده و مقام اول را در خاورمیانه به خود اختصاص داده است... رشد سالانه مصرف لوازم آرایشی و بهداشتی در ایران حدود ۱۲ درصد است... ۸۰ تا ۹۰ درصد لوازم آرایشی و بهداشتی به صورت قاچاق و تقلبی وارد کشور می شوند... سالانه بیش از ۱/۲میلیارد دلار از بازار ۲/۷میلیارد دلاری خاورمیانه به کشور ما اختصاص دارد." (فارس ۲۵ دی ۱۳۹۵)

در ایران مشخص نیست نگرانی این مقام مسئول از واردات و خروج ارز برای این نوع کالاهاست، از رشد آنهاست، از قاچاق و تقلبی بودن آنهاست یا از پایین آمدن سن مصرف و اصولا مصرف لوازم آرایش. او همچنین مواد بهداشتی و آرایشی را روی هم می ریزد تا مشخص نشود که این مواد برای سلامتی افراد ضروری هستند یا برای زیبایی آنها و هر کدام چه درصدی دارند. در هر صورت نه مصرف مواد بهداشتی اگر تقلبی نباشند و نه مصرف مواد آرایشی موضوعی نگران کننده است و افراد حق دارند این مواد را برای خود و اعضای خانواده تهیه کنند. تنها با دستورات شریعت است که زنان مسلمان از استفاده از مواد آرایشی در فضای عمومی منع شده‌اند که البته چون این موضوع به اجبار و دستور متکی شده و بر باورمند و غیر باورمند به تساوی اعمال می شود بسیاری از زنان ایرانی به این دستور بی‌توجهی می کنند.

اعمال هر گونه محدودیت در این زمینه برای نوجوانان حق خانواده‌هاست و نه حق دولت در حالی که این گونه هشدارها معمولا مخاطب خود را در میان نهادهای انتظامی و شبه نظامی پیدا می کنند. متاسفانه کارشناسان ایرانی با نوعی دولت گرایی توجه ندارند چه نهادها و گروه‌هایی را باید مورد خطاب قرار دهند و چه نهادهایی را از دخالت باز دارند.

چنان که در موارد مختلف مشاهده می شود تحت تاثیر تعلیق هنجاری و ارزشی، مهندسی فرهنگ توسط بخش دولتی و حکومتی، و کاهش اقتدار والدین بر روی فرزندان (که هر سه با هم ارتباطی تنگاتنگ دارند) زمینه‌های این تحول یعنی بزرگ تر شدن زودهنگام کودکان و نوجوانان برای حضور اجتماعی (بیشتر منفی) فراهم شده است. در جامعه‌ای که حدود ۴-۶ میلیون ترک تحصیل کرده و میلیون‌ها کودک کار وجود دارد طبعا کودکان و نوجوانان در انواع آسیب‌های اجتماعی (بلوغ زودهنگام جنسی و آرایش آسیب اجتماعی نیستند و دلایل دیگری دارند) درگیر می شوند.

پایین آمدن سن اعتیاد

در ایران نه بخش دولتی و عمومی و نه بخش خصوصی نظام آمار گیری دقیقی دارند. در آمارگیری‌ها افراد نیز واقعیات را نمی گویند؛ فرض کنیم با روشهای مختلف خطاها کم شود و دولت آمار نزدیک به واقعیت را داشته باشد. این آمارها اعلام نمی شود چون تصور می شود سیاه نمایی است. حکومت در بیان مشکلات پنهانکار است. همچنین آمار دقیق اعتیاد مهندسی شدن دیگر امارها را نشان می دهد یعنی میزان آسیب‌های اجتماعی مرتبط با اعتیاد مثل طلاق، خشونت خانگی، بیکاری، کودکان کار، و فحشا. علی رغم همه‌ی این امور پایین آمدن سن اعتیاد موضوعی است که با مشاهدات روزمره تناقضی ندارد. و اما چرا سن اعتیاد پایین آمده است:

۱. میزان ترک تحصیل افزایش یافته است. از حدود ۱۶.۵ میلیون در سن تحصیل در سال ۹۶ یعنی ۶ تا ۱۸ سال حدود ۱۲.۵ میلیون به مدرسه می روند. چهار میلیون ترک تحصیل کرده عمدتا در سن رفتن به مدارس راهنمایی و دبیرستان بدون کار در کوچه و خیابان رها هستند. این رقم در آمار بیکاری کشور نمی آید؛ البته از این رقم با کاهش نرخ رشد جمعیت کاسته شده است. ۴ سال پیش این رقم حدود ۶ میلیون بود؛

۲. برای دانش آموزان نیز بیرون از ساعات مدرسه برنامه‌های بسیار محدودی آن هم در برخی شهرهای بزرگبا رهیافت ایدئولوژیک وجود دارد (حدود ۲ میلیون دبیرستانی). برنامه‌ی آموزشی نیز نمی تواند نوجوانان را برای انجام تکالیف در خانه نگاه دارد؛ و

۳. کودکان کار (حدود ۱.۵ تا ۳ میلیون نفر) در معرض انواع آسیبهای اجتماعی از جمله اعتیاد هستند.

برای سال‌ها مقامات جمهوری اسلامی تعداد معتادان مواد مخدر را ۱.۳ میلیون اعلام می کردند. این رقم طبعا افزایش بی‌سابقه‌ی معتادان جوان را پنهان می کرد. در تیرماه ۱۳۹۶ یکباره ستاد مواد مخدر تصمیم گرفت که آمار دیگری را اعلام کند یعنی ۲.۸ میلیون نفر. (ایرنا ۳ تیر ۱۳۹۶) بلافاصله بعد از این رئیس کارگروه کاهش تقاضای اعتیاد کمیته مستقل مبارزه با موادمخدر در مجمع تشخیص مصلحت گفت آمار ستاد مبارزه با مواد مخدر صحیح نیست و باید به آن ۲۰ تا ۳۰ درصد دیگر نیز اضافه کرد. (ایرنا ۴ تیر ۱۳۹۶) معاون کاهش تقاضا و توسعه مشارکت‌های مردمی ستاد مبارزه با مواد مخدر می گوید: "تریاک با ۶۶.۸ درصد، ماری جوآنا و مشتقات آن شامل ماری گل، گراس، علف با ۱۱.۹ درصد، کراک افغانی و هروئین ۱۰.۶ و شیشه ۸.۱ درصد نحوه شیوع مصرف مواد مخدر در میان ۲ میلیون و ۸۰۸ هزار نفر مصرف کننده مستمر مواد مخدر در کشور است که با توجه به این آمار، مصرف تریاک همچنان در صدر مواد مخدر بوده و مصرف شیشه افت قابل توجه‌ای داشته است." (ایسنا ۳ تیر ۱۳۹۶)

پایین آمدن سن تن فروشی

آمار دقیقی از تعداد کارگران جنسی و سن آنها وجود ندارد اما مشاهدات خیابانی و روایت کسانی که به خانه‌های ارائه دهنده‌ی این خدمات رفته‌اند حاکی از پایین تر آمدن سن این کارگران دارد. بنا به مشاهدات حتی دختران ۱۳ تا ۱۵ ساله در میان کارگران جنسی به چشم می خورد. بسط اعتیاد به جمعیت زنان، ازدواج‌های سنین ۹ تا ۱۵ ساله که بخش قابل توجهی از آنها به طلاق منجر شده و عدم بازگشت این گونه دختران به خانه‌‌ی والدین، و حضور قابل توجه دختران در میان کودکان کار که در معرض انواع آسیب‌های اجتماعی هستند پایین آمدن سن تن فروشی را قابل باور می سازند.

این امر سه عارضه‌ی جدی برای کارگران جنسی مونت جوان و نوجوان دارد: ۱) امکان سوء استفاده‌ی بیشتر از آنان توسط خریداران این خدمات و دلالان جنسی و ماموران نیروی انتظامی (در صورت بازداشت)، ۲) آسیب‌های جسمی و روانی بلند مدت ناشی از شکننده تر بودن تن و روان این افراد، و ۳) امکان سوء استفاده توسط مقاماتی که این افراد را در موسسات خاص جای می دهند.

اگر به موارد و موضوعات "پایین آمدن سن..." نگاه کنیم به وضوع می بینیم که بسیاری از آنها با هم مرتبط هستند چون اعتیاد، افزایش جرم و تن فروشی با یکدیگر رابطه‌ی مستقیم دارند. طبعا اگر یک قشر با یکی از این موضوعات درگیر شود با موضوعات دیگر نیز تماس پیدا می کند. کودکان و نوجوانان از این امر مستثنی نیستند.


Copyright © 1999-2013 Ettelaat Network, All Rights Reserved Webmaster
 اطلاعات .نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست اطلاعات.نت هيچ مسئوليتی در باره محتوای مقالات نداشته و مسئول محتوای هر مقاله نويسنده آن ميباشد نظر نویسندگان مقالات در اين سايت می تواند مغایر با موضع اطلاعات.نت باشد مولف اين سايت مطلقا براي كار خود كه هدف ميهني و آموزشي دارد نه در گذشته، نه در حال حاضر و نه در آينده كمك مالي هيچكس، هيچ سازمان و هيچ دولتي را نمي پذيرد. خدمت به ميهن ، هموطنان، همتباران و همزبانان لذتي دارد مافوق همه لذتها، مخصوصا اگر بدون دستمزد و كمك مالي انجام گيرد